دسامبر 3, 2021

«باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد» جلاد!

به نقل از: پیام فدایی، ارگان چریکهای فدایی خلق ایران، شماره ۲۶۲، اردیبهشت ماه ۱۴۰۰

تلاش تبهکارانه دوبارۀ رژیم جمهوری اسلامی در تخریب قبرهای زندانیان سیاسی که  در جریان کشتارهای دهۀ 60 این رژیم و نقطۀ اوج آن یعنی قتل عام سال 67 در گورستان خاوران به خاک سپرده شدند، یکبار دیگر چهره دیو صفت جلادان حاکم و رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی را با وضوح تمام در مقابل عموم به نمایش گذارد. 

بنا به گزارشات برخی از خانواده های قربانیان قتل عام دهه 60، در اوایل اردیبهشت ماه، آنها هنگامی که برای تازه کردن دیدار با عزیزانشان که چون برگ گُلهای پَر پَر شده در خاوران آرمیده اند به آنجا می روند با 10 قبر تازه روبرو می شوند که بر روی آرامگاه های بی نام و نشان فرزندان و عزیزانشان حفر شده اند. در تحقیقات بعدی معلوم می شود که با توجه به مجاورت آرامگاه بهاییان با گورستان خاوران، دژخیمان جمهوری اسلامی به هموطنان بهایی فشار آورده اند که برای دفن اجسادشان یا باید آنها را در فاصله باریک بین قبرهای قدیمی درگذشتگان خود به خاک بسپارند و یا باید آنها را بر روی گورهای دستجمعی اعدامیان دهۀ 60 به خاک بسپارند. در جریان بازدید از محل قبرهای جدید، روشن شده که عمق حفاری در قبرهای جدید تا جایی پیش رفته که به سیمان برخورده است. و این همان سیمانی ست که جلادان جمهوری اسلامی پس از خالی کردن بار کامیون های حاوی پیکرهای تیرباران شده زنده و مردۀ زندانیان سیاسی در گودالهایی که در خاوران حفر کرده بودند، روی آنها ریخته بودند تا جنایات کفتارگونه خود را به خیال خامشان از انظار عمومی پنهان سازند. 

با پخش خبر تخریب خاوران توسط شهرداری تهران، این عمل تبهکارانه با اعتراض شدید خانواده‌های قربانیان آرمیده در گورستان خاوران و همچنین تشکلهای هموطنان بهایی روبرو گشت و آنها از این فشار ها و اقدامات جمهوری اسلامی اعلام انزجار کردند و در نامه‌هایی که متن آنها از طریق وسایل ارتباط جمعی به گوش افکار عمومی رسید ضمن محکوم کردن این اقدام ، خواهان به رسمیت شناختن “حقوق شهروندی” خود، توقف فشار بر بهاییان برای پیشبرد سیاست ننگین رژیم و حق خانواده ها برای دانستن محل دفن عزیزانشان و حفظ محل دفن آنها شدند. به طور مثال در یکی از این اطلاعیه ها نیز که با امضای “فرزندان” قتل عام شدگان دهه 60 انتشار یافته آمده که “ما فرزندان اعدامیان سال های دهه ۶۰ و قتل‌عام تابستان ۱۳۶۷ ادامه دهنده همان راهی هستیم که مادران، پدران و همسران دادخواه بیش از ۳۰ سال طی کرده و بسیاری از آنان دیگر در میان ما نیستند”.

تعرض برای تغییر چهره خاوران به عنوان سند زندۀ یکی از نسل کشی های توصیف ناپذیر جمهوری اسلامی، این رژیم ماحصل کنفرانس گوادلوپ و تلاش مذبوحانه دست اندرکاران این رژیم برای پاک کردن حافظۀ تاریخی جامعه در مورد این جنایت، اولین بار نیست که صورت می گیرد. از همان زمانی که با نخستین تلاشهای خانواده های قربانیان این نسل‌کُشی، پرده از گوشه ای از جنایت خونین جمهوری اسلامی در دفن هزاران تن از اعدام شدگان ماشین مرگ جمهوری اسلامی در گورستان خاوران برداشته شد، خاوران به میعادگاه خانواده ها و بستگان زجر دیده و همچنین جوانان مبارزی تبدیل شد که نسل آنها با وجودی که در زمان این جنایت حتی بدنیا نیامده بود، اما از طریق پدر و مادران و بستگان خویش ار آرمانهای آن جان های شیفتۀ خفته در زیر خاک خاوران آگاه بودند و هر سال در سالگرد این جنایت ننگین برای پاس‌داشت یاد و راه آن عزیزان در این گورستان جمع می‌شدند. با تلاشهای خانواده ها و حمایتهای نیروهای مبارز و مردمی، خاوران خیلی زود شهرتی جهانی یافت و این منطقه دورافتاده و ناشناختۀ جنوب شهر تهران به نمادی از مقاومت، پایداری، مبارزه با ظلم و سرکوب تبدیل شد. 

برای خانواده های داغدار جانباختگان، برای فعالین کارگری، برای زنان، برای فعالین جنبشهای اجتماعی و هر فرد و تشکلی که به هر دلیلی، به خاطر احقاق حقوق خویش، از مطالبۀ دستمزد عادلانه از سرمایه داران و دولت گرفته، تا مخالفت با استبداد و استثمار پا به میدان مبارزه با جمهوری اسلامی گذاشته‌اند، خاوران در هر مناسبتی یک عرصۀ مبارزه و نه گفتن به رژیم تبهکار جمهوری اسلامی بوده است. بیهوده نیست که هر بار که ترانه – سرود “سراومد زمستون، شکفته بهارون” پدران و مادران و همسران و فرزندان و بستگان شجاع هر یک از آن خفتگان در خاک، از خاوران بر می خیزد، لرزه بر پیکر ارتجاع می افتد و خیل نیروهای اهریمنی وزارت اطلاعات و سایر دار و دسته های سرکوبگر و اوباش حکومت به گلزار خاوران حمله می برند و با ضربات باتوم و ضرب و شتم و دستگیری مشتی انسان بی دفاع و ستمدیده، خشم و هراس خود از این تکه خاک خونین و پیکرهای مبارزین خفته در آن به نمایش می گذارند. آنها حتی از مرده های آن عزیزان نیز می ترسند. چرا که استثمارگران و مرتجعان نیز در تجربۀ حکومتهای ظالمانه و مردم ستیز خویش می دانند که “این بذرها به خاک نمی ماند… خون است و ماندگار”

درست به همین دلیل است که با گذشت زمان، خاوران به خاطر الهام بخشی در مورد راه و آرمانهای آزادیخواهانه مبارزین خفته در خاوران مانند استخوانی در گلوی سگان زنجیری حاکم گیر کرده است و دولتمردان جمهوری اسلامی با استفاده از ددمنشانه ترین و رذلترین شیوه ها از سرکوب و بگیر و ببند مادر و پدران کهنسال گرفته تا دستور حفر قبرهای جدید در محل خاوران می کوشند تا به خیال خود این صفحه ننگین کارنامه سراسر جنایت خود را از دفتر تاریخ پاک کنند. 

البته این اولین بار نیست که جمهوری اسلامی به صرافت حمله برای از بین بردن خاوران و از این طریق اضمحلال یکی از نمادهای مبارزاتی مردم ستمدیده ایران افتاده است. در دی و بهمن سال  1387 یعنی چند ماه قبل از جنبش توده ای سال 88 ، مزدوران رژیم تبهکار جمهوری اسلامی با بولدوزر به جان گلزار خاوران افتادند  و به بهانه “طرح توسعه و ساماندهی گورستان‌های اقلیت‌های مذهبی” به قول بستگان جانباختگان “آنجا را زیر و رو کردند”. بنا به اظهارات خانواده ها هنگام هجوم مامورین مزدور حکومت با بولدوزرهایشان برای تغییر گورستان خاوران، برخی “استخوان‌ها و ساير بقايای قربانيان، از جمله لباس، پتو و ديگر متعلقات آنها، در جريان خاک‌برداری زير و رو شد”.  و ننگ توصیف ناپذیر جنایت تاریخی حکومت بار دیگر در مقابل چشم همگان به نمایش درآمد. اما این اقدام تبهکارانه با اعتراض مردمی و خشم افکار عمومی عقیم ماند و در آن زمان ادامه نیافت. در ماه های خرداد و تیر 1388نیز، بنا به گزارشات برخی از نهادهای “حقوق بشری” مامورین رژیم بار دیگر با هجوم برای تخریب خاوران “قصد محو آثار گورستان و تبدیل آن به پارك یا فضای سبز ” کردند. 

تعرض به گورهای بی نام و نشان هزاران تن از بهترین فرزندان این سرزمین که در دهۀ خونین 60 به دست جلادان جمهوری اسلامی قتل عام شده و در “خاورانها” و به قول مزدوران رژیم، “لعنت آبادها” و… بدون اطلاع به عزیزانشان دفن شدند تنها به تعرض به خاوران تهران محدود نشده است. نظیر همین برنامه با آهنگ متفاوت در مورد خاورانهای شهرهای دیگر نظیر اهواز، شیراز، بندر عباس، اراک و … در حال اجراست.

واقعیت این است که سردمداران جمهوری اسلامی که برای سرکوب انقلاب مردمی سالهای 56-57 از طرف اربابان جهانی شان بر جان و مال مردم ما سلطه یافتند و از همان اولین روزهای روی کار آمدنشان ایران را به مسلخ کارگران و زحمتکشان و زنان و جوانان و خلقهای تحت ستم تبدیل نمودند، در سالهای اخیر با شورشهای متوالی گرسنگان و به صحنه آمدن نسلهای جوان مبارز روبرو بوده اند. حمله برای نابودی “خاوران ها” یکی از تمهیدات رژیم در چارچوب مبارزه با امواج جدید انقلابی ست. جلادان می خواهند هر سند جنایت خویش و هر سمبل مبارزه و مقاومت مردمی که دلیلی برای تجمع و تشکل است را از بین ببرند. به همین دلیل است که مامورین جمهوری اسلامی در سراسر کشور و در هر کجا که که گوشه ای از اسناد جنایات این حکومت در قامت زنان و مردان آزادیخواه و در خاک خفته همچنان وجود دارد، به این محلها حمله برده و در صدد نابود کردن و تغییر آنها برآمده اند. نابودی خاوران های شناخته شده و ناشناخته در نقاط مختلف کشور ما یک برنامه ضد انقلابی است.  

در سال 2018 در اهواز گورهای جمعی اعدام شدگان در این شهر در عرض 24 ساعت با خاک یکسان شد. این بخش از گورستان مدفن ۴۴ جسد زندانیان سیاسی زن و مرد دلیر بود که در سال ۱۳۶۷ اعدام شده بودند. در بندر عباس نیز مقامات رژیم به بهانه جاده کشی در حال قانونی ساختن انهدام قبر مبارزین انقلابی ای هستند که گورهای آنان در مجاورت محل احداث جاده قرار دارد. در شهر اراک نیز در دامنۀ کوه های مودر جایی که محل دفن یازده تن از کمونیستها و مبارزین به خون خفته در سال 61 می باشد، هم اکنون مقامات حکومت جاده ای را تا مجاورت قبرهای آن عزیزان کشیده و در صدد تخریب آنها می باشند.

علاوه بر موارد فوق در سال 96 در تهران نیز اخباری مبنی بر تلاش جلادان حکومت برای تخریب قطعه 41 بهشت زهرا که محل دفن تعدادی از مخالفین و مبارزین اعدام شده در دهه 60 است پخش شد؛ این قطعه در کنار قطعه 33 بهشت زهرا قرار دارد که آرامگاه برخی از جانباختگان چریکهای فدایی خلق و مجاهدین دهه 50 در مبارزه علیه رژیم تبهکار شاه می باشد. 

گزارشات گوناگونی که تا کنون و در طول چهار دهه گذشته توسط بستگان اعدام شدگان و دوستداران آنها پخش شده بیانگر آن است که مزدوران جمهوری اسلامی از هیچ بی احترامی و حرمت شکنی ای در حق جنازه های مبارزین در خاک خفته و گورهای آنان نظیر شکستن سنگ قبرها، زیرو رو کردن و به هم ریختن خاک و بی حرمتی و بگیر و ببند خانواده ها و عزیزان این قربانیان و … خودداری نکرده اند. در مقابل، در تمام طول این سالها تمامی خاورانها در سراسر کشور توسط خانواده های ستمدیده قربانیان، مردم آزادیخواه و “عابران خوب و ناشناس” دور از چشم سگان زنجیری حاکم گلباران شده و همین امر باعث هراس و خشم سران جمهوری اسلامی گشته است.   

رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی در طول بیش از چهار دهه حکمرانی خود به جنایات بی حد و مرزی علیه کارگران و زحمتکشان و توده های تحت ستم ما مبادرت ورزیده است. کشتار خونین دهه 60 و در نقطۀ  اوج آن قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 یکی از برجسته ترین جنایات جمهوری اسلامی برای سرکوب انقلاب و جنبش توده های محروم ماست که ننگ آن به رغم تمامی تلاشهای ریاکارانه دولتمردان نظام در برهه های مختلف همواره بر پیشانی این رژیم خون‌آشام و غارتگر باقی خواهد ماند. خاوران دیگر شهرت جهانی پیدا کرده و در ادبیات مردمی، در شعرها و حماسه سرایی های شاعران و در یک کلام در حافظۀ تاریخی توده ها ثبت شده و هیچ ترفند و جنایتی از طرف جمهوری اسلامی ضد خلقی و اربابانش قادر به تغییر این واقعیت نبوده و نخواهد بود. 

در دهه خونین 60 سردمداران مزدور جمهوری اسلامی برای برآوردن منافع سرمایه داران رذل و زالو صفت داخلی و امپریالیستها بی رحمانه به سرکوب انقلاب دمکراتیک و ضد امپریالیستی مردم ما دست زدند و در این راه “گورستانها چندان بی مرز شیار کردند که مادران را هنوز خونابه از چشم روان است”. اکنون آوار سهمگین ناشی از این نسل کشی و جنایت تاریخی در قامت شورشهای گرسنگان و اعتراضات توده ای هر روز گریبان تبهکاران حاکم را گرفته است و همانهایی که روزگاری با افتخار از جنایات خود نظیر قتل عام جوانان مردم و نمایش آن در انظار عمومی با هدف گسترش خفقان و ایجاد رعب و وحشت عربده می کشیدند، با خواری و خفت و رسوایی تمام به راه افتاده اند تا دور از چشم مردم به خیال خود با نابود کردن و محو آثار و باقیمانده های آن جنایات عظیم، چهره حکومت ضد مردمی و منفور خویش را بپوشانند.  اما هر جفایی که مزدوران حاکم با تعرض به آرامگاه فرزندان مبارز و آزادیخواه مردم ما و تلاش برای محو بقایای استخوانهای آنها می کنند ، تنها و تنها تیغ خنجر انتقام مقدس خلق را علیه آنها تیز و تیزتر خواهد ساخت. نوای زندگی بخش “سراومد زمستون؛ شکفته بهارون و یه جنگل ستاره داره” هر روز بیشتر در قامت شورش ستمکشان و رنجدیدگان گرسنه و خشمگین می رود تا به طوفانی بنیان افکن تبدیل شود و سرانجام تمامی بساط سرکوب و شکنجه و زندان و اعدام این رژیم آزادی ستیز را در هم بپیچد و جنایتکاران را به سزای بخشی از اعمال خویش برساند.

 “باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد” جلاد!