سپتامبر 26, 2020

اعدام نوید افکاری، قدرت نمایی از سَرِ ترس!

به گزارش خبرگزاریها، دادگستری شیراز به خانواده نوید افکاری اطلاع داده است که فرزندشان صبح امروز (شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۹) اعدام شده است. بیدادگاه های جمهوری اسلامی، نوید را به خاطر «محاربه» و اتهام ساختگی «قتل» یکی از مزدوران امنیتی رژیم به دو بار اعدام و زندان طویل المدت محکوم کرده بودند. اما اعدام این کارگر جوان که قبل از مرگ به طرق مختلف اطلاع داده و گفته بود که همه پرونده ای که علیه اش از سوی وزارت اطلاعات ساخته شده دروغ و جعلی است و بازجویانش با توسل به وحشیانه ترین شکنجه ها او را مجبور به اعتراف علیه خودش کرده اند، بار دیگر چهرۀ رسوا و ضد خلقی دژخیمان حاکم را در مقابل همگان به نمایش گذاشت.

نوید، کارگری رنجدیده و کشتی گیری با سابقه بود که همراه با دو برادر دیگرش به اتهام شرکت در اعتراضات مردمی مرداد ماه سال ۹۷ در شیراز دستگیر و مورد شدیدترین شکنجه های «روحی و جسمی» قرار گرفت. بنا به گفتۀ نوید، بازجویانش وی را «با دستبند از سقف» آویزان می کردند و یا «روی صورتش پلاستیک کشیده بودند و تا مرز خفگی و مرگ پیش رفته» بودند تا به خصوص به قتل یکی از مزدوران رژیم- کاری که وی انجام نداده بود- اعتراف کند.

اعدام نوید افکاری، جنایت وحشیانه دیگری توسط سردمداران جمهوری اسلامی‌ست که خشم و نفرت عمومی را علیه این رژیم ضد خلقی و بحران زده برانگیخت. در شرایط رشد نفرت بی سابقه از حکومت، رژیم دار و شکنجه جمهوری اسلامی کوشیده است که با این جنایت باصطلاح قدرقدرتی خود را به رخ توده های به جان آمده بِکِشد اما در شرایطی که همه واقعیت های زندگی فریاد می زنند که توده های تحت ستم تنها با توسل به مبارزه مسلحانه می توانند خود را از شر رژیم دار و شکنجۀ جمهوری اسلامی رهائی بخشند و در شرایطی که قیام های مردمی و تظاهرات توده ای زمینه را برای ارتقای آگاهی جوانان و امکان آشنائی آنها با یکدیگر جهت انجام کار جدی سازمانی فراهم می نماید، دستگاه سرکوب جهت ایجاد رعب و وحشت در میان مردم و جلوگیری از خیزش های مردمی، هر فرد مبارزی هم که صرفاً در تظاهراتی فریاد اعتراض سر داده است را به عنوان قاتل نیروهای سرکوبگرش دستگیر و به چوبه دار می بندد تا به خیال خود، کل جامعه حساب دستشان بیاید که باید در مقابل ظلم و سرکوب های وحشیانه مزدوران رژیم با خفت و خواری سرخم کرده و دم بر نیاورند. بیهوده نبود که نوید در آخرین روزهای زندگی اش اعلام کرده بود که هیچ کار خلافی انجام نداده اما بازجویانش «دنبال گردن برای طناب دارشان می گردند».

امروز در شرایطی که احتمال خیزش گرسنگان خواب از چشم سردمداران رژیم ربوده و آنها مرتباً از شورش های در راه مردم به یکدیگر هشدار می دهند، جمهوری اسلامی بار دیگر یک زندانی سیاسی را با استناد به «مطالب ساختگی و سراسر کذب» اعدام نمود. این رژیم خدمت گزار امپریالیستها و سرمایه داران زالو صفت داخلی با توسل به چنین اعدام هائی (هنوز مدت کوتاهی از اعدام مصطفی صالحی، کارگری که در قیام آبان شرکت کرده بود نمی گذرد) می کوشد از یک طرف به توده های جان به لب رسیده و پر خشم و کین ما پیام دهد که اگر به خیزش برخیزند چنین عاقبتی در انتظارشان می باشد تا به خیال خام خود آنها را دچار ترس و ناامیدی سازد و از طرف دیگر به نیروهای سرکوبگر خود روحیه داده و آنها را در اعمال هر گونه وحشیگری و جنایت در حق توده ها تشویق و تشجیع نماید.

اما واقعیت این است که سردمداران جمهوری اسلامی از ترس خیزش سهمگین توده های مبارز ایران است که به چنین اعدام هائی توسل می جویند. چرا که این رژیم بحران زده و زبون با تضادهای درونی رسوایش که قادر به پاسخگوئی به ابتدائی ترین نیازهای جامعه نمی باشد به نمایش قدرت محتاج است. قدرت نمایی از ترس، توصیف وضعیت فعلی سردمداران جمهوری اسلامی در شرایط بحرانی کنونی است.

اعدام نوید افکاری که لکه ننگ دیگری است بر دامن ننگین جمهوری اسلامی یک بار دیگر نشان داد که تا جمهوری اسلامی در قدرت است زندان و شکنجه و اعدام پایانی ندارد. به همین دلیل هم باید سرنگونی این رژیم ددمنش آماج اصلی مبارزات و اعتراضات مردمی باشد.

پایان دادن به اعدام در جامعه ما در گرو نابودی رژیم جمهوری اسلامی و روی کار آمدن حکومتی مردمی و مستقل از سلطه امپریالیستهاست.

ننگ ونفرت بر سردمداران جلاد جمهوری اسلامی!

جمهوری اسلامی، نوکر غارتگران، دشمن زحمتکشان، نابود باید گردد!

چریکهای فدایی خلق ایران

۲۲ شهریور ۱۳۹۹ – ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۰