نگاهی کوتاه بر کتاب "در جدال با خاموشی"

 

در آستانه نوزدهمين سالگرد فاجعه قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367 ، زمانی که تمامی انسانهای آزادیخواه بار دیگر پیمان خود را برای پاسداری از آرمانهای به خون خفته گان راه آزادی و سوسیالیسم که در آن سال وحشيانه به خون غلطيدند مستحکمتر می کنند ، کتاب " در جدال با خاموشی ، تحلیلی از زندانهای جمهوری اسلامی در دهه 60 "  اثر رفیق اشرف دهقانی در 730 صفحه  انتشار یافت.

 

رفیق اشرف دهقانی با صمیمیتی خاص  این کتاب را  به تمامی  زندانیان سیاسی بازمانده از سال های 60 که  کماکان برای آزادی توده های در رنج مبارزه میکنند تقدیم می کند  و میگوید:

 

"این کتاب را با ابلاغ درودهای قلبی و صمیمانه ام به همه زندانیان سیاسی که هنوز در موضع انقلابی یعنی در موضع دفاع از منافع توده های تحت ستم ایران در مقابل دشمنانشان (رژیم حاکم و قدرت های امپریالیستی) باقی مانده اند ، به زندگانی که در آن سالها شرایط بسیار دردناکی را در زندان متحمل شده اما به رژیم جمهوری اسلامی آری نگفتند و به باورهای ارزشمند مبارزاتی خود به نفع کارگران و زحمتکشان و دیگر توده های تحت ستم ، پایبند ماندند ، و همچنین با گرامی داشت خاطره تابناک زندانیان سیاسی جانباخته در سالهای 60 ، به آنها که خونشان در راه دفاع از آزادی ، دمکراسی و سوسیالیسم بر زمین ریخته شد ، تقدیم میکنم. "

 

در صفحات اول ، نویسنده با بیانی بسیار ساده و دلنشین انگیزه نوشتن این کتاب را با خواننده خود در میان میگذارد و از اهمیت پرداختن به مقوله زندان در دهه های 50 و 60 سخن میگوید و دهه 60 را يکی از خونبارترین دورانهای  تاریخ مردم ما ذکر کرده و تاکيد می کند که جنایاتی  که در دهه 60 بر زندانیان سیاسی اعمال شد  بدون ارتباط بر آنچه بر زندانیان سیاسی در دهه 50 در زندانهای رژیم شاه گذشت نمی باشد. نویسنده با ارائه دلائل متعدد بطور بسیار شفاف نشان میدهد که دليل خشونت بار تر بودن زندانهای جمهوری اسلامی در واقع سیر طبیعی همان شرایط جنایت بار دوران پهلوی بود که به علت شرایط متفاوت اجتماعی در کل جامعه بعد از شکست قیام 57 بوجود آمده بود.   سپس او توضیح میدهد که با شکل گيری  پدیده تواب در درون زندانها ی جمهوری اسلامی  يعنی پيوستن بخشی از زندانيان سياسی سابق به ماشين سرکوب جمهوری اسلامی در زندان بود که  رژيم امکان يافت  شرایط را برای زندانیان سیاسی مقاوم هر چه بیشتر طاقت فرساترنمايد و امکان يافت که شکنجه و آزار و اذيت زندانيان را حتی پس از اتمام دوره بازجوئی شان ، در درون بند ها تداوم و گسترش دهد.  از آنجا که یکی از اهداف مهم نویسنده در نگارش این کتاب توضیح چرایی  جنایت بار تر بودن شرایط  زندان های جمهوری اسلامی دردهه 60 در مقایسه با شرایط  زندانهای شاهنشاهی در  دهه 50 می باشد ، با مطالعه کتاب خواننده در می يابد که نويسنده کاملا توانسته با تکيه بر روش علمی  تحلیل  خود دلائل عينی اين امر را بروشنی در مقابل خواننده قرار دهد.  اما برای جلوگيری از سوءاستفاده هائی که معمولاسلطنت طلبان جنايتکاراز اين تفاوتها می کنند وی نشان می دهد که این تفاوتها ناشی از وجود دو شرايط متفاوت مبارزه طبقاتی در ايران بوده ، در نتیجه نباید اجازه داد که جنایات رژیم شاهنشاهی در دهه 50 با توسل به این مسئله کمرنگ جلوه داده شوند.

 

يکی ديگر از برجستگی های کتاب اين واقعيت است که بر عکس کسانی که با تکيه به تفسیرهای غیر منطقی و غیر علمی تنها اید ئولوژی مذهبی رژیم جمهوری اسلامی را عامل جنایات این رژیم می بینند ، رفيق اشرف با تحليل شرايط حاکم بر زندانها نشان می دهد که ریشه های  وحشيگريها و جنایات رژیم در راستای اهداف پلید جمهوری اسلامی در حفظ منافع سرمایه داران وابسته و غارت خلق های ما بوسيله آنها و امپرياليستها بوده و می باشد.  همچنين علیرغم نظرگاه های انحرافی که شکنجه را در عملکرد "دولت ایدئولوژیک" خلاصه می کنند ، رفیق نشان می دهد که شکنجه وسیله ای در دست حاکمین جهت حافظ منافع غارتگران می باشد که با تکيه بر آن و اعمال آن بر روشنفکران و خلق های تحت ستم ، مذبوحانه می کوشد که آنها را از ادامه مبارزه برای تغییر وضع موجود باز دارد.

 

نویسنده با تکيه بر ارتباط ناگسستنی شرايط زندانها با اوضاع جامعه اين ارتباط را آشکار کرده ونشان میدهد که چگونه آنچه در زندانهای مخوف رژیم جمهوری اسلامی در آن دوران میگذشت به هیچ وجه جدا از آنچه در بطن جامعه و در عرصه مبارزات طبقاتی جاری در کل جامعه می گذشت نمی توانست بوده باشد ، چراکه در واقع تمام مردم ایران در زندان بزرگتری که رژیم برایشان بوجود آورده بود زندگی میکردند.  در اين اثر بر خلاف تمامی تبلیغات دروغینی که رژیم جمهوری اسلامی را حاصل "رای" 99 درصدی مردم ایران جار میزنند ، نویسنده با دلائل و شواهد آشکار معلوم می کند که این رژیم حاصل زد و بند های امپرياليستی می باشد و او موجوديت رژيم جمهوری اسلامی را در اعمال وحشیانه ترین سرکوب هایی میبیند که در تاريخ يک صد سال اخير بی سابقه بوده است.  در واقع رژيم جمهوری اسلامی  تنها با ریختن خون هزاران نفر از بهترین فرزندان این مرز و بوم و نابودی يک نسل از مبارزين کشور توانست سلطه شوم خود را بر جامعه ما تحميل نمايد.

 

در این کتاب که حاصل بیش از 3 سال تلاش مداوم  نویسنده است معلوم می شود که وی جهت هر چه بهتر عینی کردن شرایط زندان در طی آن مدت ، پيگيرانه  مقالات و کتاب های  بیشماری ، صرف نظر از این که چه دیدی بر آن مقالات و کتاب ها غالب است ، را جهت  تحقیق مورداستفاده قرار داده وبا تعداد زیادی ازبازماندگان زندانیان سیاسی با نظرگاه های متفاوت گفتگو کرده است و با توجه به اين واقعيت که زندانيان زندانهای شهرستانها کمتر به انتشار اطلاعات خود پرداخته اند  در اين کتاب تلاش شده تا در حد امکان با جمع آوری داده های موجود در اين زمينه به شرایط زندانهای شهرستان ها  دردهه 60 نيز پرداخته شود.  امید آن میرود که مطالعه این کتاب خود انگیزه ای شود که همه زندانیان سیاسی مبارز جهت هر چه بیشتر روشنتر شدن ابعاد فجایع دهه 60 خاطرات خود را به نگارش در آورند تا بشود با دیدی بازتر به مسئله زندان و شکنجه  در یکی از خونبارترین دورانهای تاریخی کشورمان پرداخت.  همچنین در سراسر کتاب تصاویر جانباختگان و همچنين وصيت نامه بعضی از آنها  که خیلی از آنها تا به حال منتشر نشده بودند مشاهده میشود که بر ارزش کتاب افزوده است.

 

 واقعيت اين است که از آنجا که نويسنده کوشيده تا مجموعه مستندی از جنايات رژيم را در اختيار خواننده قرار دهد گاه عمق و ابعاد جنايات جمهوری اسلامی که در اين اثر به نمايش گذاشته شده حتی برای فعالان سياسی که تا حد زيادی بر ابعاد جنایاتی که  رژیم جمهوری اسلامی مرتکب شده واقفند و سالهاست که بخش بزرگی از مبارزات خود را وقف افشای ماهیت کثیف جمهوری اسلامی در نسل کشی بهترین رفقایشان در دهه 60  کرده اند نيز باور نکردنی جلوه می کند. اين امر در حين مطالعه کتاب باعث می شود که سوالات بسياری ذهن را به خود مشغول کند.  براستی چگونه ممکن شد تا رژيم نسلی را که آنگونه برای رهایی خلق های خود پا به میدان مبارزه گذاشته بودند را نابود کند.  و چرا در مقابل این همه جنایت سکوت شد؟  آن دختران و پسران نو جوان که با پا های نحیف و زخم خورده به تیر بسته میشدند ، در لحظه اعدام به چه فکر میکردند؟ در چنین فضائی است که  گفته رفیق در این مورد چقدر قابل لمس میشود:

 

" من در تمام مدتی که مشغول این کار بودم ، شبانه روز با زندانیان سیاسی در زندانهای دهه 60 به سر برده ام ؛، با همه آن عزیزان که رنج ها و دردهایشان در آن سیاه چالهای ننگین پایانی نداشت ؛، و میبینم که خیلی از آن دردها و رنج ها اکنون در جسم و روح من نیز نشسته اند، البته در اینجا از بازگویی همه احساس و وضعی که در این مورد داشته ام خودداری میکنم، اما این را بگویم که تنها احساس مسئولیت در مقابل توده های ستمدیده ایران و این که بازگویی حقایق مربوط به مسائل دوره ای از تاریخ جامعه مان یک وظیفه انقلابی است ، مشوق من برای انجام این کار واقعا شاق بوده است."

 

کتاب " درجدال با خاموشی"  در حالی که تصویری بسیار زنده از رنج ها و دردهایی که هزاران انسان در سیاه چالهای رژیم جمهوری اسلامی متحمل شدند را ارائه میدهد و خشم و کینه هر انسان آزادیخواهی را نسبت به مسببین این فجایع بر می انگیزد ، همزمان از مقاومت و مبارزه هزاران مبارز در بند سخن میگوید که شکنجه و زندان را با ایستادگی بر روی آرمانهای زحمتکشان به تمسخر گرفتند، درد ها را تحمل کردند ولی هرگز حاضر به سازش با دشمنان خلق نشدند و به این طریق  پنجره ای به وسعت یک دشت در مقابل چشم میگشاید و توشه راه ما از دانستن این همه جنایت همانا ادامه مبارزه هست که نویسنده به زیباترین و ساده ترین کلام آن را اینگونه توصیف میکند:

 

"..... انسان ها قادر به ساختن آن ، به ساختن دنیای زیبای کمونیستی به دست خود هستند، اما به شرط آنکه امروز قاطعانه برای نابودی جوامع طبقاتی کنونی ، برای نابودی سیستم سرمایه داری حاکم بر جامعه خویش مبارزه کنند؛ و بکوشند در هر جایی که هستند و به هر گونه ای که امکان پذیر است بر علیه طبقات استثمارگر و همچنین بر علیه فرهنگ و ايدئولوژی ای که آن ها مروج و مبلغش می باشند مبارزه کنند؛بر عليه  هر چه ارتجاعی است  مبارزه   کنند ، مبارزه و مبارزه و مبارزه ؛ تنها راه برای ساختن جامعه ایده آل انسانی است."

 

کتاب "در جدال با خاموشی" در حقیقت جدال با همه آن چیز هایی است که امروزه سدی بر راه پیشرفت بشریت می باشند ، جدالی است خاموش نشدنی با دشمنان کارگران و توده های ستمديده.  پژواکی است برای همصدایی با همه آنانی که قلبشان برای آزادی  توده ها از بند ستم و استثمار و تبعیض می طپد.

 

سارا نیکو

 

24سپتامبر2007